*مهّم:
هرگونه کپی برداری از این وبلاگ با درج منبع و نام نویسنده وبلاگ بلامانع میباشد،در غیر این
صورت شرعآ ، عرفآ و قانونآ حرام میباشد.
=========================
به لطف شما دوستان عزیز و مهربانم این وبلاگ برای سومین بار هم جزو وبلاگ های منتخب برگذیده شد.
اردیبهشت-مرداد-شهریور 1389
از تمامی شما دوستان عزیزم صمیمانه ممنون و سپاسگذارم.

این دست نوشته بخشی از یكی از نامههای نادر ابراهیمی - داستان نویس معاصر ایرانی - به همسرش بود. توصیه می کنیم كه همه زوجهای ایرانی این نامه را چندین و چند بار و نه به تنهایی بلکه با هم و در كنار یكدیگر بخوانند.
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم. و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد...
همسفر!در این راه طولانیکه ما بی خبریمو چون باد می
گذرد،بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماندخواهش می کنم !مخواه
که یکی شویم، مطلقا یکی.مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان
را، به همان شدت، دوست داشته باشم.و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد
دوست داشتن تو نیز باشد.مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.یک ساز را، یک
کتاب را، یک طعم را، یک رنگ راو یک شیوه نگاه کردن را.مخواه که انتخابمان
یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به
معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف
است.عزیز من !دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده
است؛واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ
سرخ و بشقابسفالی را دوست داشته باشند.اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت
که یا عاشق زائد است یا معشوق.و یکی کافیست.عشق، از خودخواهی ها و خود
پرستی ها گذشتن است.اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.من از
عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،نه در محو و نابود شدن یکی در
دیگری.عزیز من !اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی
نباشد.بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.بخواه که در عین یکی بودن، یکی
نباشیم.بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.بگذار صبورانه و
مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.اما نخواهیم که بحث، ما
را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه
فنای متقابل.اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.سخن از
ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.بیا بحث کنیم.بیا
معلوماتمان را تاخت بزنیم.بیا کلنجار برویم.اما سرانجام نخواهیم که غلبه
کنیم.بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا
آنجا که حس می کنیمدوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،نه پژمردگی و
افسردگی و مرگ،... حفظ کنیممن و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.و حق
داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته
باشیم.
عشق من !
بیا متفاوت باشیم ...
منبع: گروه گل یاس
میگویم:
حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !
برچسبها: عشق, متفاوت, ابراهیمی, زیبا, عقاید

برچسبها: بهار, 91, تبریک

